توجه به خط و نوشتار و اهمیت آن


برای دریافت اینجا کلیک کنید

توجه به خط و نوشتار و اهمیت آن دارای 217 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد توجه به خط و نوشتار و اهمیت آن کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي توجه به خط و نوشتار و اهمیت آن،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن توجه به خط و نوشتار و اهمیت آن :

فصل اول

طرح تحقیق

چکیده

بشر زمانی که خواست آنچه را می اندیشد نقش کند، قدم به دنیای خط و نگارش گذاشت و به دنبال آن طی حدود بیست هزار سال فرایندی طولانی و سراسر دگرگونی را به کندی و با پیچیدگی پشت سر نهاد.

این مقاله با این هدف نگاشته شده که هرچند اجمالی و گذرا، با کاستی های اجتناب ناپذیر که ناشی از گستره وسیع مطالب در این حوزه بوده، ابتدا رو نوشتی از تاریخ پرفراز و نشیب خط و کتابت در جهان و ایران را به تصویر بکشد، سپس فرضیاتی را در بخش نوشتار مطرح کرده، درستی یا نادرستی انها را مورد بررسی قرار داده و در نهایت نیز پیشنهاداتی در جهت رشد و ارتقای بهره وری فرهنگی از این میراث مکتوب ارائه دهد.

واژگان کلیدی: خط، نویسه، همخوان

مقدمه

خط و نوشتار در واقع وسیله ای برای ذخیره‌سازی اطلاعات است. در جوامع اولیه، پیش از بهره‌گیری از نوشتار، ذخیره‌سازی اطلاعات به كمك حافظه انجام میگرفت. بسیاری از باستان شناسان بر این عقیده پایبندند که فرایند نوشتار از زمانی شكل ‌گرفت كه ماده‌ای برای نوشته شدن وجود داشت؛ به عبارت دیگر، موجودیت نوشته وابسته به موجودیت ماده‌ای بود كه بتوان روی آن نوشت. نوع این ماده بر تكامل خط، شكل و اندازه ابزار نوشتار تأثیر داشته است. همانطور که گفته شد پیشینه نوشتار به معنی عام، حدوداً به 20000 سال می‌رسد و از جمله موادی كه نوشتار روی آنها صورت گرفته می‌توان به سنگ، چوب، فلز، پوست، برگ درخت، استخوان، صدف، گِل‌رُس و غیره اشاره كرد.

انسان ها در غارها برای نخستین بار، تصاویر را بر روی سنگ و دیوار رسم کردند. انها در مرحله نخست تصویرهای واقعی را برای ارتباط ترسیم کردند و با این کار خط تصویری آغاز شد. از آن پس تقریبا هفده هزار سال طول کشید تا هنر خط و نوشتار، شگفت انگیزترین دستاورد انسان، به صورت تدریجی تکامل یابد. باستان شناسان معتقدند که احتمالا انسانهای اولیه علامتهای مکتوب را به منظور حفظ حکایتهای خود و تاریخ نویسی ابتدایی به کار گرفته اند.تعداد فراوان تصویر ها وعدم امکان نقش کردن مسائل عاطفی، کمبودهای این روش نگارش بود.کم کم تصویرها شکل ساده تر و نمادین تری به خود گرفتند و برای مفاهیم عاطفی علائمی قراردادی وضع شد. (مثلا نقش دو پا نشانه راه رفتن وچشم اشک آلود نشانه اندوهگینی بود) و در نهایت مجموعه این تلاشها نوعی خط اندیشه نگار را در دسترس نگارندگان قرارداد.

اهمیت نوشتار در سیر تحول جوامع انسانی به حدّی است كه به اعتبار بهره‌گیری یا عدم بهره‌گیری از خط، جوامع انسانی را به دو گروه "دارای خط" و "فاقد خط" تقسیم كرده‌اند.

خط و نوشتار را می‌توان با دو مفهوم عام و خاص مورد اشاره قرار داد. مفهوم عام آن بر هر گونه استفاده از فرایند نوشتار جهت ذخیره‌سازی و انتقال اطلاعات دلالت می‌كند. بدیهی است كه نوشتار با این مفهوم، كلیه نگاره‌های ما قبل تاریخ و مفاهیم منقوش بر دیواره غارها، خطوط تصویری و حتی خطوط امروز را نیز در برگرفته در حالی كه نوشتار به معنی خاص یعنی مجموعه‌ای از نشانه‌های نوشتاری كه بر پایه ویژگی‌های آوایی زبان نظام یافته باشد پدیده‌ای است كه امروزه به آن "الفبا" گفته می‌شود. پیشنیه نوشتار با این مفهوم به حدود هزاره سوم پیش از میلاد می‌رسد و از كهن‌ترین سرزمین‌هایی كه از آن بهره گرفته‌اند می‌توان به بین‌النهرین، چین، مصر، و یونان اشاره كرد.

ضرورت و اهمیت تحقیق

همچنانکه به سمت دوره جدید تکنولوژی اطلاعات پیش می رویم، ذخیره سازی، حفظ و در نهایت اشاعه دانش به تدریج وابستگی خود را به فرایند نوشتار و خط از دست می دهد. رایانه ها با استفاده از ضربه های مثبت و منفی، اطلاعات را در یک حافظه الکترونیکی ذخیره می کنند، کاری که روزگاری در عصر سنتهای شفاهی در مغز انسان انجام می شد. حال که در اطراف ما همه چیز در حال دگرگونی است، شاید وقت ان فرا رسیده باشد که به ارزیابی دوباره ای از مفهوم نوشتار و خط بپردازیم اما اینبار آن را از دیدگاه کارایی در ذخیره سازی اطلاعات و نه صرفا زبان مد نظر قرار دهیم، اطلاعاتی که طبعا در بقای اقتصادی و سیاسی یک جامعه ضروری و حیاتی می نمایند.

هدف از تحقیق

هدف از این تحقیق توجه به خط و نوشتار در مفهوم موجود در گذشته و اکنون به عنوان عامل ذخیره سازی اطلاعات و بررسی کنش متقابل میان جامعه و نوشتار در اعصار مختلف است.

فرضیات تحقیق

1- اینطور به نظر می رسد که اختراع بخش اعظمی از خطوط مورد استفاده توسط اقوام در محدوده های جغرافیایی مختلف با انگیزه تجارت و بازرگانی همراه بوده است؟

2- خط در هر منطقه جغرافیایی زائیده شرایط همان منطقه بوده و ویژگی ها و خصوصیات خط های دیگر در ماهیت انها تاثیری نداشته است؟

3- به نظر می رسد، توسعه تکنولوژی و در نیتجه ان کاهش اهمیت خط و نوشتار در حال حاضر، تاثیر مثبتی در رواج خط تصویری داشته است.

فصل دوم

منشاء و تكامل خط

خط چیست و چه كسی بدان نیازمند است؟

نوشتار به طور كلی نوعی ذخیره سازی اطلاعات است، اگر چه تنها گونه آن نیست. سالها پیش از پیدایش خط و حتی همزمان با ‌آن، حافظه انسان این وظیفه را بر عهده داشته است. جوامع بشری، انجام این مهم را به حافظه گروهی از فرهیختگان و برگزیدگان واگذار كرده بودند؛ هر چند باید اذعان داشت كه این دو شیوه ذخیره سازی اطلاعات تفاوتهای بنیادی با یكدیگر دارند كه بیشتر به انتقال و انتشار اطلاعات مربوط می شود انتقال شفاهی اطلاعات به تناسب ماهیت و پیچیدگی اش، مستلزم تماس شخصی و اغلب طولانی و ممتد دو تن یا بیشتر است و غالبا محتاج مدت زمانی است تا انتقال دهنده مطمئن شود كه اطلاع گیرنده، مطالب را به حافظه سپرده و میتواند به دیگری منتقل سازد در نوشتار، اطلاعات به شیوه ای عینی نگاشته می شود و اگر متن مورد نظر، منقول باشد ،در تمامی شرایط زمانی و مكانی ،برای كلیه افرادی كه بتوانند آن را بخوانند، قابل استفاده خواهد بود حافظه در اینجا نیز نقش بنیادین بر عهده دارد، اما این بار به صورت كوششی كه یك بار و برای همیشه انجام می گیردكه همانا یادگیری قواعد ابتدایی یا پیچیده خط مورد استفاده است پس از پشت سر گذاردن این مرحله، تمامی اطلاعاتی كه بدین طریق ذخیره شده است در دسترس آگاهان این قواعد قرار خواهد گرفت

نوشتار مزایای دیگری نیز به همراه دارد میزان داده هایی كه حافظه انسان قادر به نگاهداری است بسیار محدود می باشد، در حالیكه، برای مقدار اطلاعاتی كه می توان به صورت مكتوب ذخیره كرد،دست كم از دیدگاه نظری، هیچگونه محدودیتی وجود ندارد از این گذشته، ذخیره اطلاعات در قالب نوشتار، انسان را از وظیفه دشوار جذب كامل و احتمالا دایمی برخی اطلاعات ویژه رها می سازد و امكان تامل و بازنگری آن را بدست می دهد. بدین ترتیب، انسان نه تنها قادر به فراگرفتن دانش گذشتگان خود است، بلكه امكان بكارگیری آن را برای دست یازیدن به كشفیات نوین و نتیجه گیری های جدید نیز مهیا می سازد، تا از این طریق بر مجموعه داده های موجود بیافزاید از این عبارت می توان چنین گرفت كه اطلاعات مكتوب قابل تغییرند، در حالیكه در گونه ملفوظ، به تفكر انتقادی اجازه بروز داده نخواهد شد؛ به همین دلیل اشعار، چه مذهبی و چه غیر مذهبی؛ در پرداختن به تاریخ، خواه افسانه، خواه حماسه یا نیمه تخیلی؛ یا اطلاعات محرمانه ای كه نباید از محدوده گروهی خاص فراتر رود، به گونه ملفوظ زبان ارجحیت داده شده است.

اگر نوشتار صرفا اندوخته اطلاعات باشد، گونه های آن از ارزش یكسانی برخوردار خواهد بود هر جامعه ای اطلاعات لازم برای بقای خود را ذخیره می كند، نا از آن طریق بتواند عملكرد موثری از خود بروز دهد بدین ترتیب نقاشی های ما قبل تاریخ بر روی صخره ها، ابزارهای كمك حافظه ای، چوب خط، ریسمان گره خورده، خطوط تصویری، هجایی، همخوانی یا الفبایی در بنیاد با یكدیگر تفاوتی ندارند بدین ترتیب نه خط ابتدایی وجود دارد، نه خط پیشاهنگ و نه خطی را می توان برزخی قلمداد كرد (اصطلاحاتی كه در كتابهای تاریخ خط زیاد به كار می رود )،زیرا جوامع در مرحله خاصی از توسعه اقتصادی و اجتماعی خود صورتهای معینی از ذخیره اطلاعات را به كار می گیرند و اگر صورتی خاص از اندوخته اطلاعات بتواند هدف مطلوب را تحقق بخشد، همان صورت خاص، برای جامعه بكار گیرنده اش، شكل مناسب نوشتار خواهد بود

تمامی گونه های خط را در بنیاد می توان به دو گروه اندیشه نگار و آوانگار تقسیم كرد در خطوط اندیشه نگار، اندیشه به طور مستقیم منتقل میز شود برای نمونه، تصویر (پا) می تواند به معنی (پا) یا (رفتن) باشد و تصویر (درخت) معنی (درخت) یا (تازه)،(سبز)،(زندگی)یا نظایر آن را القا كند خط آوانگار بسیار پیچیده تراست و برخلاف آنچه تجربه و آموخت ما تلقین می كند، طبیعی تر یا الزاما كارآمدتر نیست، بلكه از بسیاری جهات فرایندی پر پیچ وخم و تا حدی غیر طبیعی است اندیشه، نخست باید به آواهایی از یك واژه یا جمله خاص در زبانی مشخص، برگردانده شود و سپس به شكل نشانه اى بر یك صفحه كنده كاری، نقاشی یا نقر شود این نشانه ها اغلب با مفهوم اندیشه اصلی كوچكترین رابطه ای ندارند از آنجا كه هدف نهایی از ذخیر اطلاعات، همانا ایجاد ارتباط است، این نشانه ها را باید به آواهای موجود در زبان برگرداند و بدین ترتیب واژه، جمله و اندیشه اصلی را در ذهن خواننده بازسازی كرد ؛و این دقیقا همان نگرشی است كه مردم ابتدایی بدون داشتن خطی براى خود، به مساله دارند.

اگر چه تمایز میان این دو خط، مطلق و بنیادین است، لیك قراردادن تمامی خطوط به طور كامل و قاطع در قالب یكی از این دو گونه، اشتباهی فاحش است. این امر كه كدام خط در جامعه به كار می رود یا برگزیده می شود، بیشتر به ویژگیهایی آن جامعه وابسته است و نه بر عكس؛ به عبارت ساده تر، خط به تنهایى قادر به تغییر یك جامعه نیست. اگر خط با حیات و بقای یك جامعه بی ارتباط باشد،جامعه یا آن را به كلی نخواهد پذیرفت ویا تنها بطور محدود و غالبا برای استفاد بخش كوچكی از افراد ممتاز جامعه، به قبول آن تن درخواهد داد. هرگاه جامعه ای به مرحله ای از توسعه رسیده باشد كه به وجود دستگاه نوشتاری خاصی برای بازرگانی وادار امور ضروری ملزم گردد، مساله را به شكلی برای خود حل خواهد كرد؛ بدین ترتیب كه یا نوعی خط از میان صورتهای غیر شفاهی و از پیش موجود ذخیره سازی اطلاعات(از قبیل ابزارهای كمك حافظه، نشانه های دارایی نما، نمادهای تصویری و چوب خط ها) پدیدار خواهد شد و یا به تناسب نظام سیاسی جامعه، دستگاه نوشتاری جامعه ای دیگر، كه الزاما جام غالب نیز نیست، به همان شكل اصلی یا با تغییراتی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. این موضوع حتی در شرایطی كه صورت نوشتاری مذكور با ویژگیهای زبانشناختی جامعه وام گیرنده نیز نامتناسب باشد، مصداق دارد؛ در این مورد می توان بین النهرین و ژاپن را نمونه آورد. در مقابل اما جامعه ای را سراغ نداریم كه نخست گونه نظام مندی از نوشتار را بسط داده و سپس میزان كارآیی اجتماعی و اقتصادی خود را افزایش داده باشد. خط قادر به پدید آوردن تمدنی نوین یا گونه ای تازه از اجتماع نیست، اما این امكان برای اجتماع وجود دارد تا گونه ای نوین از ذخیره سازی اطلاعات را بیآفرینند.اكنون به ارزیابی این دو گروه عمده بپردازیم. پیش از این، دربار مزایای گروه نخست ، یعنی صورت اندیشه نگار خط گفتگو كردیم. این مزایا به امكان انتقال مستقیم اندیشه از نویسنده به خواننده بدون میانجیگری زبانی خاص مرتبط است. به عبارت دیگر، این گونه خط مستقل از زبان است و به هر زبانی می تواند خوانده شود و درك گردد. در این مورد مى توان خط چینى را نمونه آورد. اشكال این خط كثرت نشانه هایی است كه باید مورد استفاده قرار گیرند و طبعا بخاطر سپرده شوند. تعداد این نشانه ها برای مقاصد ادبی 50000 و برای استفاده های روزمره بین 2000تا 4000 است.در خطوط آوانگار نخست اندیشه به آوا برگردانده می شود؛سپس آواها به صورت نشانه های قراردادی و غالبا مجرد نمایانده شده و سپس این نشانه ها به آواهای همان زبان و در نهایت به اندیشه اصلی برگردانده می شوند. هرگاه زبانی دارای دستگاه نوشتاری مدونی باشد،تغییر صورت نوشتاری تابع تغییرات آوایی خواهد بود واز آنجا كه تغییر خط به كندى صورت مى پذیرد،صورتهاى گفتارى و نوشتارى مى توانند تفاوت قابل توجهى با یكدیگر داشته باشند. براى نمونه مى توان از زبان وخط انگلیسى نام برد.این مساله در مورد زبانهایى نیز كه از خط آوانگارى متفاوت با ساخت آوایى خود استفاده مى كنند،مصداق دارد.از سوى دیگر یك خط آوانگار،خواه همخوانى،خواه هجایى یا الفبایى،امتیازات بیشمارى دارد. خطوط هجایى،همخوانى والفبایى در مقایسه با 50000یا دست كم 2000 نشان خط چینى یا 700 نشان هیروگلیف مصرى،مى توانند وظیف خود را با 20 تا 60 نشانه انجام دهند. بدین ترتیب،چنین خطوطى با صرفه تر بوده،براى یادگیرى محتاج زمانى كمتراند و از نظر حجم متن نوشته شده نیز احتیاج به فضاى كوچكترى دارند ،بنابراین خطوط آوانگار مقرون به صرفه اند.حال پرسش این است كه كدام اجتماع مى تواند تنها از خط اندیشه نگار و نمادهاى تماما قراردادى نشده استفاده كند،و بخش مهمى از تفهیم وتفهم را به خیالپردازى شخصى وتجارب مشترك نویسنده و خواننده واگذار نكند؟و كدام جامعه براى حیات و بقاى خود به نظام مقرون به صرفه و طبقه بندى شده اى از نشانه ها نیازمند است،تا سرانجام به خطى در مرحل كاملا آوایى دست یابد؟خطوط اندیشه نگار براى جوامعى كه ساخت اقتصادى ماقبل سرمایه دارى دارند،بخوبى كفایت مى كند.استمرار وبقاى این چنین جوامعى بیشتر بر كوششهاى فرد یا گروههاى ناپایدارى استوار است كه بطور موقت از اجتماع شكارچیان،شبانان ابتدائى و كشاورزان ساده تشكیل مى شوند.این افراد به اقتضاى موقعیت و در پى نفع متقابل،تشكیل گروه-نه دولت-مى دهند. این دوران را عصر حماسه یا بقولى عصر جادو نامیده اند؛مرحله اى كه در آن دین و اجتماع،تاریخ و افسانه در هم آمیخته اند وسنتهاى شفاهى نیرومندى را به وجود آورده اند كه در حافظه ها نقش بسته ویا به صورت حكایات تصویرى بر جاى مانده است.در سوى دیگر جوامعى قرار دارند كه بقایشان در گرو تلاش هماهنگ نیروى كار براى آبیارى است؛ یكى از ویژگیهاى این گونه جوامع ارزشگذارى هر چه بیشتر بر دارایى است و مفهوم دارایى نیز ضرورتا با اندیش دولت همراه است.دارایى ممكن است به یك فرد،خوانواده یا گروه تعلق داشته باشد؛اما سرانجام تمامى دارایى ها،دارایى تولید كننده،مالك،خوانواده یا گروه،باید به طریقى به تملك دولت درآید و دولت به مجموعه اى از كالاها،زمین هاو افرادتبدیل شود.از آنجا كه دارایى و بویژه مازاد آن كه اساس رونق است،تنها از رهگذر كوششهاى جمعى قابل حصول است،دولت براى هماهنگى و نظارت بر دارایى ها وتولیدكنندگان و حمایت از آنها در مقابل تجاوزات داخلى و خارجى به قوانینى نیازمند است.بدین ترتیب تنها با وجود یك نظام ادارى متمركز وسازمان یافته،مى توان از طغیان هاى سالان رود نیل بهره بردارى كرد.بدیهى است كه به دلیل اهمیت دارایى،نقل وانتقال قانونى آن،یعنى تجارت نیز به همین اندازه به امنیت محتاج است. تجارت وادر امور،اقداماتى به حساب مى آیند كه باید به سرعت و دقت قابل ملاحظه اى انجام گیرند.بنابراین ،تعدادى نشانه كه به سرعت قابل یادگیرى،نوشتن، وخواندن باشد،بطور مسلم بر ابهامات یا پیچیدگیهاى موجود در نوشته اى اندیشه مدار،برترى دارد.اكثر خطوط آوانگار در جوامع متمایى به سرمایه دارى یا جوامعى كه از نوعى تكنولوژى ابتدایى برخوردار بوده اند، بسط یافته است. این خطوط حدود 4000تا3000سال قبل از میلاد مسیح در هلال حاصلخیز، حدود 2000سال ق.م. در خاوردور و احتمالا حدود 1000سال ق.م. در امریكاى مركزى رواج داشته اند. در بین النهرین، مصر و كران دریاى اژه توجه به خط و نوشتار و اهمیت آن
فهرستهایى است. همچنین فرمانهایى از شاهان و اشاراتى به خدایان نیز، معمولا بر روى سنگ یا موادى دیگر از این دست بر جاى مانده است؛ خدایانى كه غالبا با فرانروایان زمینى متشابه یا یكسان انگاشته شده اند.به تدریج و در بعضى موارد حتى با كشمكش فراوان، شكل نوین و رمزبندى شد خط در حوز ادبیات مذهبى و غیر مذهبى بجاى سنتهاى شفاهى بكار رفت.

انتقال اندیشه

انتقال مستقیم اطلاعات بدون دخالت زبان تجربه اى است كه به سپیده دم تاریخ بشر باز می گردد اندیشه را می توان به شیوه های دیداری گوناگون انتقال داد استفاده از اشیاء ، الگوها، طرحهای مجرد یا هندسی، نمایش تصویری انسان، حیوانات، گیاهان و اشیاء از جمله این شیوه ها به شمار می آیند در بسیاری از موارد، برای ذخیر بخش ویژه ای از اطلاعات، تركیبی از دو یا سه عنصر مورد استفاده قرار می گیرداشیاء می توانند هشدار دهنده باشند؛ برای نمونه پوشیده شدن یك راه فرعی از برگ و علف ،نشانگر آن است كه از این راه كسی گذر نمی كند و همین امر می تواند از انحراف مسیر ما پیشگیری كند نشانه ها می توانند جهت نما باشند براى مثال شاخه ای كه زیر پا در زمین فرورفته باشد می تواند حاكی از گذر شخصی از آن مسیر باشد و یا مسیری را كه باید طی شود بنمایاند اینگونه نشانه ها می توانند یادآور یك حادثه، شخص یا مكان باشند. بسیاری از اطلاعات ذخیره شده را می توان با تغییر یا تزئین اشیاء به كمك نقاشی حكاكی و حجاری یا ساختن اشیاء مصنوعی تزئینی، عرضه داشت براى مثال مى توان چوبدستی پیام دهند بومیان استرالیا را مطرح ساخت این چوبدستی ها استوانه اى یا مسطح بودند ونشانه هایى برروى آنها نقش شده است نشانه ها اغلب در حضور شخص حامل پیام كننده ومعنى هر یك از آنها بدقت براى وى تشریح مى شده است این چوبدستى ها بخش ضرورى از فرهنگ بومى این مردم به حساب مى آمد وافراد كثیر وپراكند اجتماع را به یكدیگر پیوند مى داد در بسیارى از موارد حمل چنین چوبدستى خاصى مى توانست گذر امن حامل آن را از سرزمین دشمن تضمین كند موچ ها كه قبل از اینكاها در پرو مى زیستند،براى ارسال پیام،نشانه هایى متشكل از نقطه و خطوط موازى یا تركیبى از هر دو را بر دانه لوبیا نقش مى كردند در قبرهاى موچ ها كیسه هایى چرمى مملو از این گونه دانه هاى لوبیا به دست آمده است آنها همچنین در صحنه هاى نقاشى شده بر روى ظروف گلى افرادى را نقش كرده اند كه به وضوح وبه جدیتى وصف نا پذیر،مشغول حمل این كیسه ها هستند كمربندهاى خر مهره اى (ایراكو)هاى امریكاى شمالى،تركیب طرح و رنگ را براى انتقال پیام به خدمت گرفته است این كمربندها در مراسم آیینى وجشن ها به عنوان پول رایج ونوعى عامل تشخص وزیبنده سازى مورد استفاده قرار مى گرفت این نوع كمربندها مانند سایر انواع بافتنى ها،بر روى داربستهاى منحنى شكل بافته مى شد وبا مهره هایى از صدف دریایى،حلزون وگوش ماهى تزئین مى گشت در اكثر این كمربندها طرحهایى یك رنگ بر روی زمینه ای از رنگی دیگر بكاربرده می شد وجز این دو،رنگ دیگرى مورد استفاده قرار نمى گرفت رنگ هاى تیره نشانه جدیت، خشونت، خطر، دشمنى، اندوه و مرگ بود از رنگ سفید به عنوان نشان شادى وجنگ استفاده مى شد كمربندهاى رنگین و ظریفتر به مفهوم اعلام جنگ یا پیمان صلح بودند؛این در حالتى بود كه براى اعلام جنگ بر زمین سیاه،تبرى قرمز نقش مى شد وبراى پیمان صلح، دودست سیاه بر زمین سفید قرار مى گرفت به همین ترتیب ،عناصر زبانى نیز چه از رهگذر تداعى اندیشه وچه از طریق تداعى آوایى مى توانند نفش داشته باشند بسیارى از اشیاء تزئینى و ابزارهاى موجود در منازل(اشانتى) ها نشانگر اندیشه هایی هستند كه در قالب زبان به گونه ضرب المثل بیان شده اند براى نمونه تصویر كنده شده بر روی یك چپق،پرندهاى را نشان مى دهد كه سر خود را برگردانده است چنین تصویرى مى تواند بیانگر این احساس باشد كه (انسان نباید از بازنگرى به گذشته و پى بردن به اشتباهات خود گریزان باشد) تصویر تمساحى كه ماهى به دندان گرفته است مى تواند در مفهوم دو ضرب المثل بومى بكار رود كه (فقط تمساح پلید همزیست خود را مى درد)و(آنچه نصیب ماهى مى شود،سرانجام از آن تمساح خواهد بود)روش پیچیده تر انتقال پیام از طریق اشیاء،استفاده از نوعى پوست صدف در میان قوم (یوروبا)در نیجریه است یك پوست صدف نشان (طغیان وشكست)،دو پوسته در كنار یكدیگر نشان (رابطه و ملاقات)و سه صدف جدا از هم حاكى از (جدایى ودشمنى)است شش صدف در كنار یكدیگر به معنی (مجذوب) است توانایى ذخیره اطلاعات عددى همواره بخشى نا گسستنى از نوشتار بشمار مى آمده است در این مورد مى توان از شیو كار (مایا) ها،خط عبرى و الفباى رومى مثال آورد دانه هاى شن ، صدف، لوبیا، یا حتى قطعات چوب را مى توان براى ذخیره سازى اطلاعات عددى به كار برد چوب خط و ریسمانهاى گره دار نیز در مقیاسى پیچیده تر ،ایفاگر همین نقشند چوب خط ها معمولاذ بر روى عصا،چوب وگاهى اوقات نیز بر روى ستون ها و در در ودیوار نقش مى بستند وبدین طریق وجود وخاطر اشیاء ،ارقام و رویدادهاى خاصى به ثبت مى رسیدند شمار حیوانات شكار شده ،دشمنان كشته شده ،تعداد مردان یا اسبان مورد نیاز در یك اردوگاه روزهای مسافرت یا زمان غیبت از منزل ،مقدار كالاهاىفروخته شده و كیفیت این كالاها و نظایر آن از این جمله اند به هرروى،نقش اصلى چوب خط،همواره ثبت بدهى بوده است بدهكار و بستانكار به كمك چوبخط حساب روشنى از پول یا كالاهاى مبادله شده در اختیارداشته اند چوبخط در بیشتر نقاط جهان و تقریبا در تمامى جوامع به كار مى رفته است برخى از صاحبنظران بر این عقیده اند كه چوبخط در تكامل خط چینى نقش مهمى ایفا كرده است نمادها واشكال هندسى و مجرد مانند دایره ،چرخ،حلقه،شانه،مثلث،كمان،مارپیچ،خطوط دندانه دار ونظایر آن نیز در بسیارى از تصویرهاى موجود بر روى صخره هاى ماقبل تاریخ و پس از آن،دیده شده اند این نشانه ها گاهى اوقات به همراه نشانه هاى نوشتارى وغالبا به صورت منفرد تصویر شده اند باید اذعان داشت كه معنى دقیق این نگاره ها تا حدودى در هال ابهام قرار دارد،هر چند چنین مى نماید كه نوعى مشخص كلیشه ای ثابت به شمار مى رفته اند كه در ارتباط با نشان دارایى،نشانه هاى هویت وتمایز،ودر نهایت به عنوان علایم متمایز سازند خطى مورد استفاده قرار گرفته اند این نشانه ها در خط غالبا ونه همیشه،تجرید نشانه هاى تصویرى پیشین بشمار مى آمدند،اما سعى در تفسیر وتعبیر نشانه هایى كه خارج از قلمرو نوشتار نظام مند یافته شده اند،یعنى بیشتر نشانه هاى موجود در دنیاى كهن،هنوز تا حد زیادى در بوت حدس باقى مانده است

در آستان قرن حاضر،(پیته) دانشمند فرانسوى در غارى در نزدیكى مرز اسپانیا ،قطعات كوچكى سنگ چخماق متعلق به 8 تا 12 هزار سال ق.م.را كشف كرد كه با نشانه هایى به رنگ قرمز وسیاه تزئین شده بود ظاهر برخى از این قطعات عده اى از صاحبنظران را به چنین پندارى واداشت كه این نشانه ها با علایم موجود در خطوط آوانگار مدون،از جمله خطوط هجایى اژه اى ،خط همخوانى سامى و حتى خطوط الفبائى موجود در ارتباط است؛هر چند باید پذیرفت كه این حدس ها متقاعد كننده نمى نمایندزیرا فاصل زمانى طولانى،یعنى چیزى بیش از شش تا هشت هزار سال و وجود نشانه هاى مشابهى بر روى قطعاتى از سنگ،بلور،لوبیا و صخره ها در فاصله هایى بسیار دور از مدیترانه چنین قیاسى را بى اعتبار مى كند علاوه بر این،هر گونه مقایس مبتنى بر شكل ظاهرى نشانه هاى منفرد،آنهم نشانه هایى كه كم و بیش بصورتى تصادفى از دو گون متفاوت ذخیر اطلاعات،یكى شناخته شده مانند خط و دیگرى ناشناخته انتخاب شده باشند،بى معنى مى نماید كوشش براى ارائه تعبیرى نمایه اى وضمنى،مثلا دایره بجاى خورشید،شانه به جاى زن یا ریسندگى،خطى مار پیچ بجاى شكم،خورشید یا چاه آب و غیره به عنوان نشانه هاى رمزى و ساده شده از تصاویر اصلى ،اگر چه تا اندازه اى معقول مى نماید، اما در نهایت به همان اندازه فاقد قطعیت است نشانه ها، نمادها و انگاره هاى هندسى اغلب به عنوان نشانه هاى ملكیت بكار مى رفته اند نشانه هاى مالكیت از بسیارى جهات هنوز هم شكل انتفاعى نوشتار به شمار مى روند و در قالب(امضاء)قدرت را استقرار بخشیده یا مالكیت را مشخص مى سازند این نشانه ها با عناصر موثر در تكامل خط نظام مند رابطه ای تنگاتنگ دارند.اهمیت روز افزون دارایی شخصی،درك منزلت اجتماعی آن در یك جامعه طبقاتى ،تشخیص لزوم حفاظت از آن ودرك این مهم كه دارایى باید در چهارچوبى ادارى قابل تشخیص باشد،از جمله عناصر مؤثر در تكامل خط بشمار مى آیند. مهرهاى شخصى كه در بین النهرین باستان براى امضاء بكارمى رفت از هزاره چهارم پیش از میلاد كاربرد داشته است.پس از هزاره سوم ق.م.،همراه با اهمیت روز افزون تجارت و بازرگانى،اهمیت آن نیز افزایش یافت. در این دوره،خط به طور كامل تدوین یافته،لیك هنر پیچیده اى تلقى مى شد كه بیشتر در اختیار طبقه تحصیلكرده وكاتبان بود.بازرگانان،نیازمند ابزارى ساده تر بودند كه بتواند به سرعت متعلقات را مشخص كند.قراردادها را رسمى سازد و اموال ودارایى ها را علامت زند.باید اذعان داشت كه ارتبط میان این مهر ها ،نشانه هاى دارایى نما وخط مدون بسیار جالب مى نماید.در دره (سند)نشانه هایى بر روى مهر ها به دست آمده اند كه هنوز ناشناخته مانده و در دست مطالعه و بررسی قرار دارند انسانها در تمامى اعصار،اشكال ساده علایم دارائى را بكار برده اند.از زمان هاى گذشته تا به امروز،شبانان كوچ رو و گله داران یكجا نشین از این نشانه ها براى داغ زدن بر دام خود به یكسان استفاده كرده اند و این امر جوامعى را نیز كه اقتصادشان مبتنى بر برده دارى بوده،شامل شده است.داغ زدن بر انسان و حیوانات را مى توان در مفهومى كاملا متفاوت ومقیاسى انتزاعى تر،نشانه هم هویت دانستن یك فرد با یك خدا،یا یك فرد با گروهى خاص تعبیر كرد.نشانه هاى قبیله اى و خانوادگى نیز كه گاهى اوقات مورد استفاده اشخاص بیسواد قرار گرفته است،در این مقوله جاى مى گیرد.علایم منقوش بر ظروف گلى در مصر باستان،امروزه نیز در نقش هاى سرامیك ونقره كارى یا كنده كارى بر سایر فلزات گرانبها تقلید مى شود.علاوه بر این مى توان از علایم سنگ تراشان كرانه دریاى اژه،فلسطین،آناتولى یا اروپاى قرون وسطى و نشانه هاى گوناگون تجارى یا علایم سردر میهمانخانه ها یا نشانه هاى خانواده هاى اشرافى در شجره نامه ها یاد كرد.این گونه نشانه ها و نمادها از جمله لباسهاى متحدالشكل،اعلان ها،پرچمهاى ملى و غیره،نوعى حقوق اختصاصى را نمایان مى دارند.

ابزارهاى كمك حافظه ای را باید بحق یكى از وسایلى دانست كه به امر ارتباط و حفظ اطلاعات یارى مى دهند.این ابزارها،حوزگسترده اى ازنظامهاى ذخیر اطلاعات را شامل مى شوند و در واقع مى توان گفت كه تمامى صورتهاى نوشتارى تا حدى معین در زمر این وسایل قرار مى گیرند.ابزارهاى كمك حافظه اى در حد فاصل میان سنتهاى شفاهى ونوشتار قرار مى گیرند ودرك آنها در انحصار تفسیرگران زبردستى است كه بر روشهاى تبیین میراث فرهنگى وسنتى خود تسلط دارند.این تفسیرگران از قدرت و نفوذ فراوانى برخوردارند زیرا قادرند دربار مقدار اطلاعاتى كه باید براى بخشهاى معینى از جامعه مكتوم بماند،تصمیم بگیرند. بنابراین،چنین مى نماید كه تفسیر اینگونه ابزارهاى كمك حافظه اى به سنتهاى شفاهى وشاید حتى به اطلاعات سرى نیازمند بوده است.ابزارهاى كمك حافظه اى مى توانند شامل اشیاء ساده،تزئینات روى اشیاء،نمادها، نشانه ها،انگاره ها،تصاویر منفرد یا پرده هاى داستان نگار باشند.برخى از آنها بسیار پیچیده بوده و مرز میان انتقال اندیش محض،تصویرنویسی،تصویرنگارى وخط آوانگار را درمى نوردند.در این ابزارها اطلاعات مهم وزندگینامه قبایل،تاریخ مقدسات ومطالب دنیوى،افسانه ها ورویدادهاى واقعى به صورتى یكسان در هم تنیده شده اند. براى نمونه،قبیله( مائورى) در زلادنو از صفحات چوبى اره مانندى براى حفظ نسب نام خوداستفاده مى كردند وجوانان مكلف بودند نام هر یك از اجداد خود را بر اساس دندانه هاى موجود بر آن ذكر كنند.بومیان استرالیا در این مورد از نوعى صفحه سنگى یا چوبى بنام چورینگا استفاده مى كردند؛بر روى این ابزار خطوطى انتزاعى نقش بسته بود و موجوداتى اسطوره اى را كه ویژگیهاى انسان-حیوانى داشتند به اجداد نخستین انسانها مرتبط مى ساخت.به اعتقاد آنان،این موجودات اساطیرى در (عصر رؤیا)میهن بر جاى مانده را بنا نهادند و از خود سابقه اى بر جاى گذاردند كه تاكنون هدایت كنند كردار انسانها بشمار مى آیند.این ابزارها در اماكنى مقدس نگاهدارى مى شد و ورود به این اماكن براى زنان و جوانان نابالغ ممنوع بود؛سرپیچى از این امر خطر مرگ در پى داشت. در قبایل امریكاى شمالى،تاریخ دودمان،افسانه ها ورویدادهاى مهم بر استوانه هایى توتم گونه ثبت مى شد. ابزارهاى كمك حافظه اى مى توانند در زندگى محرمانه وسیاسى جامعه نیز نقش داشته باشند.در این مورد می توان از (لوكاسا)به معنى (دست دراز)یا چنگال سخن به میان آورد.این وسیله،نوعى ابزار كمك حافظه اى سرى بشمار مى آمد كه توسط یكى از اجتماعات مخفى ونیرومند (لوبا)ى ساكن زئیز در آفریقا بنام(مبودى)،ساخته و نگاهدارى مى شد.اشیاء و تزئینات نیز مى توانند هر چند به صورت تجربى با گونه هاى زبانى و آوایى ذخیر اطلاعات،ارتباط برقرار سازند؛اما گذر قطعى از انتقال اندیشه به شكل منظمترى از نوشتار ونهایتا خط آوانگار احتمالا از قلمرو ابزار كمك حافظه اى صورت گرفته است.در این مورد مى توان خط تصویرى متداول سرخپوستان را كه ككوین نامیده مى شود و نوع دیگرى از آن را كه ككینووین مى نامند،به عنوان مثال مطرح كرد.گون دوم را كاهنان بومى به كار مى برند و از آن براى به خاطر سپردن صورت درست واژگان و ترتیب آنها در طلسم ها و اوراد جادویى استفاده مى كنند.در اینجا،یك تصویر نمایانگر یك تصور،مفهوم یا رویداد نیست بلكه جمله یا شعرى مشخص است كه تنها یك صورت گفتارى صحیح دارد.به عبارت ساده تر،هر تصویر مشخص داراى یك صورت صحیح مى باشد.بدین ترتیب،تصاویر بمانند یك متن خوانده مى شوند.ابزارهاى كمك حافظه اى در سطحى پیچیده تر،در زمره عناصر متشكله یك خط تقریبا آوایى قرار مى گیرند.نوشته هاى (آزتك)هاى مكزیك را مى توان تا اندازه اى ، گونه اى ابزار كمك حافظه اى دانست كه تنها از طریق مفسران تعلیم دیده قابل درك است. ابزارهاى كمك حافظه اى را نباید صرفا متعلق به گذشته دانست؛ما نیز به هنگام گره زدن یك دستمال براى آنكه مطلبى را به خاطر آوریم یا مؤمنى كه با حركت دانه هاى تسبیح نظم صحیح برخى عبادات را به خاطر مى سپارد یا كودكى با كشیدن خط در تقویم یا بر روى دیوار تعداد روزهاى مانده به تعطیلات یا عید راثبت مى كند،گونه هاى از ابزارهاى كمك حافظه اى را بكار گرفته ایم.تصاویر همواره یكى از ابزارهاى مهم ذخیر اطلاعات بوده اند.تصویر حیوانات،انسان واشیاء كه بر دیوار غارهاى زیرزمینى در محل هایى چون (آلتامیرا)در اسپانیا یا(لاسكو)در فرانسه دیده شده اند،شاید با جادو رابطه اى داشته یا نداشته باشند،اما ما به طور قطع مى توانیم بگوئیم كه نشانه هاى یاد شده نقش ذخیره سازى اطلاعات وایجاد ارتباط را،كه مسلما براى زندگى اجتماعى و اقتصادى ابداع گران آن حیاتى بوده است،ایفا مى كرده اند.

تفاوت عمده میانخط تصویرى و تصویرنگارى، از قبیل هیروگلیف مصرى و گونه هاى مشابه آن،در این امر نهفته است كه تصویرنگارى تا جایى كه بشكل نشانه هاى منفرد،یعنى تصاویر مربوط مى شود،به درج بالائى از تجرید ورمز بندى رسیده بود.بدین ترتیب مى توان گفت كه هر نشانه موجود در تصویرنگارى از معناى معینى برخوردار است كه اكثرا بر واژه اى از یك زبان خاص انطباق مى یابد.نشانه هاى بكار رفته در خط تصویرى بطورعمده،در تركیب با یكدیگر معنى مى یابند.این نشانه ها،فرایند اندیشه را در كلیت خود به نمایش مى گذارند واندیشه را به عناصر آوایى سازنده اش از قبیل واژه،هجا،همخون یا واكه تجزیه نمى كنند.تعداد نشانه ها در تصویر نگارى كم وبیش ثابت است و گزینش یا افزایش آنها بصورتى تصادفى امكان پذیر نیست.بنابراین،چنین می نماید كه گرایش به صرفه جویى وكاهش تعداد نشانه هاست -هر چند در اینجا نیز تصویرنگارى چینى استثناء است-.در بیشتر موارد،ترتیب نشانه هاى تصویرى،از قواعد نحوى معینى تبعیت مى كند.به عبارت دیگر،عناصر زبانى ونهایتا عناصر آوایى زبان،به مؤلف مهمى از ذخیر اطلاعات مبدل مى شوند.

خط تصویرى واندیشه نمایى هنوز هم در زندگى روزمر ما نقش مهمى ایفا مى كند.مسافران مى توانند با اتومبیل خود از انگلستان رهسپار جنوب فرانسه شوند،بدون آنكه كلمه اى انگلیسى یا فرانسه بدانند،زیرا تمامى اطلاعات لازم را از طریق علایم ونمادها كسب خواهند كرد.آنهاقادرند اطلاعاتى از قبیل پیچ جاده،راه فرعى،تعمیرجاده،تصادف،پمپ بنزینواقامتگاههاى میان جاده را به راحتى كسب كنند.

تصاویر ونمادها در بازرگانى وتجارت جهانى نقش بسزایى دارند.یك دست لباس شاید در ژاپن،هنگ كنگ،كره،تایوان یا هند به دست كسانى كه زبان مشتركى ندارند وقادر به خواندن خط یكدیگر نیز نیستند،تولید شود،اما بر آن لباس برچسبى نصب مى شود كه چگونگى شستشو،اطو ومقدار استفاده از مواد پاك كننده را در ارتباط با آن نشان مى دهد. برنام پیش بینى وضع هوا در تلویزیون بدون اطلاع از زبان گوینده،براى همگان به راحتى قابل درك است،زیرا در این برنامه معمولا از تصاویرى استفاده مى شود كه در صطح جهان كم وبیش شناخته شده اند. یك قطعه ابر سیاه به نشانه باران،تكه اى ابر سفید با اشعه هاى سفید یا زرد به نشان هواى آفتابى و تكه اى ابر در كنار چند دایر كوچك سفید به علامت برف مى تواند نشانگر وضع هواى فردا یا تعطیلات پایان هفته باشد.

خط تصویرى اطراف ما را فراگرفته است.استفاد همگان از برخى تصاویر ونشانه ها سبب پذیرفته شدن آنها در مقیاسى جهانى است.دربار نشانه هاى دیگرى چون علایم ایمنى،مهندسى،علمى،پزشكى،دارویى ورایانه نیز نوعى توافق عمومى بوجود آمده است.

بدین ترتیب همراه با كاهش اهمیت نوشتار به دلیل توسع تكنو لوژى جدید خط تصویرى مى رود تا به گون مطلوبى از ابزار ارتباط مبدل شود.بین المللى شدن امورى از قبیل مسافرت و تجارت،ضرورت همكارى در زمینه هاى صنعتى،امنیتى،دفاعى وبازرگانى ،فهم آسان ارتباط گیرى و ذخیره سازى اطلاعات را الزامى ساخته است و این نیازى است كه مرزهاى زبانى موجود را در مى نوردد.

یكى از پیشرفتهاى شایان توجه در این زمینه،رواج روزافزون كتابهاى مصور است؛كتابهایى كه كم وبیش تصویرى اند وحداقل نوشته را به همراه دارند.به همین دلیل،داستانهاى مصور كودكان در انواع پاورقى یا كتاب كامل نیز از محبوبیتى فزاینده برخوردار است.در این قبیل آثار،تصاویر با جملات ساده اى در حاشی متن به صورت گفتگو یا توضیح تركیب مى شود.خط تصویرى ما را مستقیما به آینده مى كشاند.(پایونیز 10)،سفین بدون سرنشینى كه در سال 1972 به فضا فرستاده شد و با عبر از منظوم شمسى،راه خود را در فضا ادامه مى دهد،صفح آلومینیومى طلاكارى شده اى را به عنوان پیام با خود به همراه دارد.بر این صفحه تصویر مرد وزنى كنده كارى شده است؛مرد دستان خود را به نشان سلام بالا برده وبا این كار شمایل ظاهرى انسان وحس دوستى او را به انواع احتمالى حیات نشان مى دهد.در كنار این مجموعه نمادهاى دیگرى نیز حك شده اند كه سطح دانش و تكنولوژى بشر را در آستان سفر پایونیر به نمایش می گذارد

زبان وخط

رابطه میان زبان وخط آنقدر که سوابق وتجارت ما ممکن است به ذهن ما القا کند بدیهی وبنیادی نیست. نخستین هدف کلیه نظام های ذخیره اطلاعات حفظ دانش است و دانش تمامی اندیشه ها پندارها واقعیت ومفاهیم را دربر دارد. دانش می تواند همانند برخی از هنرها بصری بوده یا چون موسیقی شنیداری یاهمچون ریاضیات فیزیک و شیمی عددی باشد. در واقع دانش مجموعه تمامی تجارت بشری از دیرباز تاکنون است. بنابراین تنها تا مهدوده ای که دانش بکمک زبان بیان می شود می توان ذخیره اطلاعات را با زبان مکتوب یکسان پنداشت وحتی با تمامی این مقدمات زبان گفتاری و نوشتاری را نمی توان همواره همسان دانست. این تمایز چه درنمایش آواها بکمک نویسه ها وچه دراستفاده از واژه ها یا بیان جملات به چشم می خورد.دراینجا به عنوان نمونه نویسه a انگلیسی را می توان مطرح ساخت که دست کم ازپنج تلفظ متفاوت برخوردار است.یک زبان واحد را می توان به چند خط گوناگون نگاشت.درزبان مصری باستان بطور همزمان از سه خط مختلف هیروگلیفی هیراتی ودموتی استفاده می شده است . همین زبان پیش ازقرن دوم ق.م. به خط یونانی و پیش ازقرن چهارم میلادی به الفبای قطبی نیز نوشته می شده است .

یکی از بارزترین مواردی که فقدان رابطه نزدیک میان زبان وخط رامشخص می سازد پذیرش خطی خاصتوسط زبانهایی کاملا متفاوت است.دراین مورد می توان از خط میخی نام برد که دراصل برای زبان پیوندی سومریان ابداع شده بود که هجاو واکه در آن نقش مهمی را ایفا می کردند. بابلیان سامی این خط را به خدمت زبانی درآوردند که معنی واژه ها در آن به گروهبندی همخوانها (خوشه های همخوانی) وابسته بودوواکه ها نقشی جنبی بر عهده داشتند . خط چینی نیز به همین ترتیب برای زبانی کم و پیش فاقد دستورو بر خورداراز انبوهی واژه های تک هجایی طراحی شده بوده وبا استفاده از افزونه هایی پیچیده درخدمت زبان پیوندی


دانلود این فایل


برای دریافت اینجا کلیک کنید

[ بازدید : 48 ]

[ سه شنبه 20 تير 1396 ] 22:50 ] [ علی ]

[ ]

سئو سایت ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]